عرض ادب
یا شمس الشموس سلام
آقای رئوف! با جسارت، از آل رسول صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که جواب واجب است.
خوب میدانم داده اید.اما دریغ از دل و گوش و چشم آلوده ام.
اکنون برای عرض ارادت و تسلیت پیشاپیش آمده ام و با دلی که خود خبر داری بهتر از خودم.
یا امام مهربانی محض! گفتن که قابلم ندانستی و دلم….
من شکسته ام و مانده ام که…
آقا من لایق سلام و نگاههتان نبودم قبول؛ اما شما را به کرم، عطوفت و مهربانی، مادرم کرده بیان.
آقا! به حساب بدیم گذاشتمو سوختم. از نا اهلی دلم؛ اما قبول نکرد دلم ناامیدی از شما.
هنوز سمت نگاهم به گنبدت خیر است.هنوز هوای دلم پرکشیدن، به سمت کوی شماست.
آقا!نگاهی بفرما به چشم دلم، کوریش میکشد مرا.
این روزها صدای فریاد غربت مولا؛چو فریاد امیر بیان کر میکند گوش زمان و من هنوز غافل از احوال خویشتنم.
آقا!دلتنگ کربلایم و چشمم به پنجره فولاد شماست؛آری کربلا و غربت مولا اینجاست.حسین زمان چقدر تنهاست.
آقا به رئوفیت میسوزم.آقا….
آقا! صدای مادرتان از پشت در هنوز….
آقا!ببخش و بگیر دستم را ….