هرکس یه جور
خدای من سلام!
میدانم تو خود سلامی…
از خودت شروع کردم تا یاریم کنی بخودت برسم…
دستم بگیر، گرفتی رهایم نکن…
امشب با خودم فکر کردم، چقدر خوب است به من درد می دهی؛ چون با آن غرق تو میشوم… خجالت کشیدم، از تمام لحظه های غفلتم…
اما نه، نعمتم دادی و خوب بود به ظاهر و باطن حال دلم گفتم: خدایا شکرت… پس با زبان گم نکردم تو را.
یاد بیان پرگهر امام زینت بخش عبادت افتادم، آنجا که مولایم غرق عشق تو میگوید: مهربان خدای من، به کدامین شکر کنم تورا که در دو نعمت شادی و غم غرق عشق یاد خودت نمودیم.
با خودم گفتم: شرم کنم یا…
نه هرکس به بهانه ای یاد می کند تورو…
نه سخنم اشتباه است؛ هر کس را جوری میکنی یاد تا کند تو را یاد؛ البته از بنده ای که هنوز هست امید به بودنش… به نگاهت همیشه محتاجیم.غریق یاد خودت کن خانه دلمان را که همه چیز تویی و هیچ است هرچه مینگرم…
شادیم در حضور تو میشود معنا و غم در دوریت. این است حقیقت شادی و غم…
من را ببخش که گاه گم میشوم میان حقیقت واژه ها…
قلبم را، چشمم را، دل و جان و هستم را به نور معرفتت روشن کن. که تو نور مطلقی و روشنی همه از توست.
اما هرکس یه جور…