مادر
ساعت ها به ساعت خیر مانده ام.
به تک تک واژه هایت فکر کرده ام. تو فرشته، نه بالاتر از آنی که توصیفت کنم.آنقدر بالا که پروردگارم هرجا نامش را برد، تو را کنار خودش جا داد.
به “اف” فکر میکنم.رشته افکارم را داستان مهر و محبتت گسست؛ اما چه گسستنی.
عاشق آنم که دستانت را که هیچ،کف پایت را ببوسم. نه بوس بارانت کنم.
چه بزرگی خدای من! چه آرامشی در این بوسیدن قرار داده ای.
خدای من!چقدر دوستمان داری. همه خیر کثیر را لب دستمان گذارده ای و من چه جاهلانه به خیرت دست رد میزنم. بیدارم کن، یاریم ده بیدار شوم. چو بیداری درختان زمستانی. در فصل میلاد ریحانه النبی، کوثر رسالت،حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها. مادر تمام خلق جهان.
اسمت بردم و دلم هوایی خانه مولایم، امیر بیان، امیر المومنین، آقایم علی علیه السلام شد.
مادر، چه عاشقانه زندگیت گذشت، با کوله باری از درس برای من که دخترم، همسرم، مادرم، خاله ام، عمه ام و یک زنم و بانو.
همه افتخارم به توست.میلادت مبارک. خاک پایت را بوس باران میکنم به یمن قدمت ای حضرت مادر و به دعای مادرانه ات در حقمان دلخوشم. مادر دعایمان کن سربازانی واقعی باشیم برای پسرت، مولای غریبم، عاشق نفسهایت با خون چشم.دعایمان کن مادر! که مهربانیت ایمان دارم، حضرت مادر.