زود گذشت...
06 خرداد 1399
چقدر این روزها زود می گذرد…
نگاهی به عقب کن؛ اما در آن نمان…
ببین چقدر زود دو ماه گذشت…
اما حرف سر این دو ماه نیست…
چشمانمانم خیس گذشت روزهایی است که به سرعت برق پایان یافتند…
روزهایی که نفس کشیدنش عبادت، خوابش عبادت، یک آیه قرآنش یک ختم و هزاران زیبایی که سحرگاهان مهمان آن می شدی و در طول روز از آن بهره می بردی…
چقدر زود گذشت…
اما ایمان دارم خدا از ما نخواهد گذشت…
دلم تنها عشق تو را می خواهد، رسیدن به سجاده و آیه های نور و عطش و سیراب نشدن…
دلم سجده های طولانی میخواهد…
و نگاه همیشه مهربانت را که هیچگاه از من نگرفتی…
اما…
زود می گذرد…
زود گذشت…