من يا تو...
02 دی 1398
روزها مي گذرد…
اما همچنان ادامه دارد…
مي پرسي چه چيز؟ …
من كلافه ام، ببخش اگر تقطيع بيان مي كنم …
روزها و گاها براي بعضي از ما سالهاست ميگذررد و بر اين بحث مي كنيم كه مقصر منم يا تو….
هر چه بيشتر همديگر را مي كاويم بيشتر سر در گم مي شويم….
هنوز هم نميدانيم من يا تو…
اما خوب كه فكر ميكنم، ميبينم، ما مقصريم …
مگر 313يار تعداد زيادي است كه جمع نمي شود …
شرايط چه؟ …
مدعيان لاف زن چه؟ ….
تنهائي هاي مكرر چه؟ …
جا زدن هاي گاه و بي گاه چه؟ ….
مي دانم مي آيي ….
حالا چه مقصر يا او ….
اما تو مي آيي، دلم د ركعت نماز عشق مي خواهد ….
بندگي ناب …
اصلا مي داني، انسانم آرزوست …
من دنبال انسانم در دولت بي نظير تو اي عين الحيات…
بيا و تمام كن ماجراي من يا تو را كه خوب مي دانم از «ما» است…
اللهم صلي علي محمد وآل محمد «اللهم عجل لوليك الفرج» اللهم صلي علي محمد وآل محمد